yek nazar
پنج شنبه 30 مرداد 1393برچسب:, :: 10:14 :: نويسنده : sayyad

پنج شنبه 30 مرداد 1393برچسب:, :: 10:10 :: نويسنده : sayyad



نماز باعث جلوگیری از افسردگی می شود

حضرت علی (ع) می فرماید : 
"خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد، به او كم خوابی، كم خوری و كم حرفی را تلقین می كند."

باید گفت كه دانش پزشكی ظرف چند دهه اخیر، موفق به کشف مهمی پیرامون خواب شده است و آن كشف، بخشی مهم در طول خواب انسان، به نام خواب REM بوده است( خواب از دو مرحله ی خواب عمیق و خواب REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند). 
پس از آن كه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت كوتاهی (حدود 10 تا 15 دقیقه) ادامه می یابد. 

در طول مرحله REM ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسكلتی بدن از كار می افتد و شخص كاملاً بی حركت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری كامل را نشان می دهد، طوری كه در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

در طی مرحله ی REM ، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حركات سریعی در چشم های فرد دیده می شود كه علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد(مرحله حركات سریع چشم: RAPID EYE MOVEMENT). چنانچه شخص را در این حالت بیدار كنیم به احتمال بسیار قوی، ابراز می كند كه در حال خواب دیدن بوده است. 

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است.
روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد.

زمان نماز صبح كه در آیه ی 78 سوره مباركه " اسراء" با عنوان " إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا " از آن نام برده شده است* و مورد تأكید فراوان می باشد، به گونه ای قرار گرفته است كه سبب كاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود.

مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و به طور منظم تكرار می شود . با این وجود كل دوران REM در طول یك خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیك به صبح به وقوع می پیوندد. 

امروزه دانش پزشكی به اثبات رسانده كه یكی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری كه شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند، یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد. 

از این جهت یك مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی، كاهش مرحله REM از خواب می باشد، از جمله داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای.
علاوه بر این یك روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای كاهش میزان REM می باشد. 

همانطور كه خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح به وقوع می پیوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی كند، در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است. 

لذا بیداری صبحگاهی برای نماز، خود به تنهایی می تواند به عنوان دارویی در پیشگیری از افسردگی و حتی درمان آن مطرح باشد. 

لازم به توضیح است كه خواب REM در حد متعادل برای حفظ سلامت و رفع خستگی لازم است، اما زیادی آن منجر به مشكلات مختلفی از جمله افسردگی می شود و نقش نماز به عنوان متعادل كننده میزان REM مشهود است. 

دانشمندان درباره خواب صبح فعلا تا همینجا اطلاعاتی به دست آورده اند که بسیار منطبق با مبانی دین اسلام می باشد.
اما این را هم بدانید که در اسلام علاوه بر بیداری در اول اذان و به جا آوردن فریضه نماز به مسئله مهم دیگری هم اشاره گردیده است که آن خواب بین الطلوعین است (از هنگام اذان صبح تا موقع طلوع آفتاب) و نسبت به این مسئله تاکید بسیاری دارد.

چنانچه شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان می نویسد :
امام صادق می فرماید : خواب در بین الطلوعین باعث تنگ شدن روزی،گرفتاری و زرد شدن رنگ چهره می شود.

دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 21:24 :: نويسنده : sayyad
 
زندگينامه شهيد امير سپهبد علي صياد شيرازي


نويسنده: محمد حسني

امير سپهبد شهيد علي صياد شيرازي، فرزند «زياد»، در روز چهارم خرداد ماه سال 1323 در شهرستان «درگز» از توابع استان خراسان به دنيا آمد. پس از طي دوران طفوليت، در گرگان به دبستان «منوچهري» رفت و دوره متوسطه را تا سال سوم در دبيرستان‌هاي «هدايت» و «فخرالدين اسعد گرگاني» در شهرهاي شاهرود و گرگان طي نمود. در خرداد ماه سال 1342 از دبيرستان امير كبير در تهران در رشته رياضي ديپلم متوسطه گرفت و يك سال بعد در آزمون ورودي دانشكده افسري پذيرفته شد و به تحصيل علوم نظامي پرداخت. سه سال بعد، در مهر ماه سال 1346 با درجه ستوان دومي در رستة توپخانه فارغ‌التحصيل شد.

پس از فراغت از تحصيل در شيراز دوره رنجر و چتربازي را با رتبه عالي گذرانده، در اصفهان دوره تخصصي توپخانه را سپري و از سال 1348 به لشگر زرهي تبريز پيوست و خدمت رسمي خود را در نيروي زميني آغاز نمودد. اولين سمت او افسر ديده‌بان توپخانه و معاون آتشبار بود. اما تخصص در جنگ سرنيزه، مديريت علمي و مقتدرانه از سويي ايمان و اعتقاد قلبي به عنايات خاصه الهي حاصل از تمسك به نماز، عزتي را براي ستوان دوم جوان فراهم ساخته بود كه اقبال و ارادت ويژه سپهبد يوسفي- فرماندة لشگر تبريز- و ساير افسران و همكاران به او از نشانه‌هاي آن است. در پايان 9 ماه حضور وي در تبريز، لشگر مزبور منحل گرديد، علت اصلي آن فرماندهي لشگر بود كه به قول امير صياد: «فرمانده محكمي كه نه اعليحضرت مي‌گفت و نه هيچي.».

پس از انحلال لشگر تبريز در اسفند ماه سال 1349، به لشگر 81 زرهي كرمانشاه منتقل و در گردان 317 توپخانه به عنوان فرمانده آتشبار مشغول به خدمت شد. وي در همان سال اقامت در كرمانشاه – 1350- با دختر عموي خود ازدواج نمود.

اوايل سال 1351 در آزمون اعزام به خارج دانش‌آموختگان دانشكده افسري شركت كرد و پس از قبولي براي تكميل تخصص توپخانه به آمريكا اعزام شد. وي دوره سه ماهه تخصص «هواسنجي بالستيك» را در شهر «فورت سيل» ايالت «اوكلاهما» با نمره عالي و احراز رتبه اول از ميان 20 افسر آمريكايي و ايراني به پايان رسانيد. پس از بازگشت به ميهن، در اواخر سال 1352 به اصفهان رفت و در دانشكده توپخانه مشغول تدريس گرديد و در كنار انجام وظايف نظامي و شغلي، به تدريس زبان انگليسي به طلاب حوزه علميه «حاج حسن امامي" مي‌پرداخت.

او همزمان شخصيت سياسي خود را نيز قوام بخشيد، ارتباط با شهيد كلاهدوز و اقارب‌پرست با توجه به عضويت ايشان در گروه مخفي ارتش از نمونه‌هاي فعاليت سياسي او در اصفهان است. وي به عنوان يك نظامي موضع كاملاً مشخصي نسبت به حركت امام خميني(ره) و انقلاب داشت، چنانكه به مدت سه روز از نوزدهم بهمن سال 57 تا شامگاه پيروزي انقلاب اسلامي(بيست و دوم بهمن) به اتهام تحريك جوانان و سربازان به شورش و آشوب در پادگان در بازداشت بود و در روزهاي پرالتهاب و حساس اوليه پيروزي انقلاب با همكاري آيات عظام «خادمي» و «طاهري» به سوق دادن اوضاع بسوي آرامش و امنيت ايفاي نقش نمود.

سروان صياد شيرازي از ابتداي پيروزي انقلاب تا مهر ماه سال 58 در اصفهان بود، در اين مدت با همكاري نيروهاي نظامي و دوستان انقلابي – كه بعداً پاسدار شدند – گروه سي نفره‌اي را تشكيل داده و به حفظ و حراست از پادگان پرداخت.  در مهر ماه سال 1358 اخبار ناگواري از كردستان مي‌رسيد، سقوط پادگان مهاباد و غارت تيپ، خصوصاً قتل‌عام 23 نفر از پاسداران كه در پانزدهم مهر ماه در حوالي سردشت توسط ضد انقلاب صورت گرفته بود. دكتر چمران، سروان صياد شيرازي و سرتيپ فلاحي – فرمانده وقت نزاجا – به بانه آمدند، تيمسار در بانه ماند و ساير نفرات با هليكوپتر به پادگان سردشت رفتند.

در مدت 17 روز حضور در منطقه سردشت با فرماندهي دكتر چمران 9 عمليات چريكي با موفقيت صورت گرفت، حضور وزير دفاع در صحنه نبرد انگيزه‌هاي مضاعفي براي خدمت بوجود مي‌آورد و نتيجه اين همكاري سلب آسايش و عقب‌نشيني نيروهاي ضد انقلاب مي‌گردد.

در زمستان سال 1358، قرارگاه عملياتي غرب در كرمانشاه با فرماندهي سرهنگ صياد شيرازي تشكيل شد. لشگر 81 زرهي كرمانشاه، لشگر 16 زرهي قزوين، لشگر 28 كردستان و تيپ 23 نيروي مخصوص و تعدادي از پاسداران انقلاب اسلامي هسته اصلي تشكيل قرارگاه بودند. شهيد ناصر كاظمي فرماندار پاوه و فرمانده سپاه آنجا نيز ارتباطي تنگاتنگ با قرارگاه برقرار نمود. اولين عمليات پس از تشكيل قرارگاه، آزادسازي مريوان و پاكسازي كليه محورهاي مراسلاتي به آن بود.

در همان ايام با بروز برخوردهاي سياسي در ميان مسئولين رده بالا (شهيد بهشتي و روحانيت با بني‌صدر) و كشيده‌شدن اين اختلافات به ميان مردم، قرارگاه عملياتي غرب با هدف متوجه ساختن مسئولين به مسايل كردستان اعلاميه‌اي صادر كرد و خواستار وحدت و يكپارچگي مسئولين و حمايت از مبارزات در كردستان شد.

بني‌صدر احساس كرد، قرارگاه در حمايت از شهيد بهشتي درآمده و بدين طريق نسبت به عزل سرهنگ از فرماندهي قرارگاه غرب مصمم شد و سرهنگ «عطاريان» معدوم را بجاي او منصوب كرد.

سرهنگ صياد به فرماندهي كردستان منصوب شد، اما عملاً به انزوا كشيده شده بود، «طرح والعاديات» را نوشت، اما رئيس جمهور موافقت نكرد.

در مدت 44 روز حضور در منطقه؛ شهرهاي «اشنويه» و «بوكان» آزاد و امنيت نسبي در شمال غرب كشور حكمفرما گرديد. صحنه اصلي جنگ در خوزستان – هدف اصلي و اساسي عراق - در جريان بود، آبادان نزديك به يك سال در حال محاصره و در شرف سقوط بود. نيروهاي عراقي به شرق كارون نفوذ نموده و در حال تحكيم موقعيت و پدافند بودند، پنجم مهر ماه سال 1360 يعني تقريباً يك سال پس از آغاز تجاوز عراق، اولين عمليات آفندي بزرگ ارتش جمهوري اسلامي ايران بنام «ثامن الأئمه» به اجرا درآمد. در يك شورش برق‌آسا، در مدت دو روز شكست سختي به نيروهاي متجاوز وارد شد و با انهدام كامل لشگر 3 زرهي عراق در شرق كارون محاصره آبادان را در هم شكستند و روياي رژيم بغداد را براي تصرف آبادان و كنترل آب راه اروندرود براي هميشه نقش بر آب شد.

پس از اجراي موفقيت‌آميز عمليات ثامن‌الأئمه، جمعي از فرماندهان عالي رتبه نظامي از جمله سرتيپ فلاحي جانشين ستاد مشترك ارتش، سرهنگ فكوري فرمانده نيروي هوايي، سرهنگ نامجوي وزير دفاع، سرگرد يوسف كلاهدوز، قائم مقام عملياتي سپاه پاسداران و محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر، در حالي كه با يك فروند هواپيماي «سي130» از خوزستان به تهران باز مي‌گشتند در اثر سانحه سقوط هواپيما به شهادت رسيدند.

با شهادت فرماندهان عالي رتبه، تغييراتي در كادر بالاي ارتش بوجود آمد و با انتصاب «سرتيپ ظهيرنژاد» فرمانده وقت نيروهاي زميني به رياست ستاد مشترك، سرهنگ توپخانه علي صياد شيرازي به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد.

اينك او پس از آزادسازي اشنويه و بوكان و برقراري امنيت در مناطق آشوب‌زده شمال غرب كشور با انتصاب به فرماندهي نزاجا به عنوان نخستين اقدام فوري، «قرارگاه مشترك ارتش و سپاه» را در اهواز تشكيل داد و بر مبناي تدبير كلي و طرح ابلاغي مبني بر اجراي عمليات در خوزستان بررسي‌هاي مقدماتي را آغاز نمود.

عمليات طريق‌القدس در شامگاه هشتم آذر سال 1360 در منطقه عمومي بستان آغاز گرديد و پس از چهار شبانه روز حمله همه‌جانبه زميني و هوايي شهر بستان و حدود 600 كيلومتر از مناطق اشغالي آزاد و ارتباط ميان نيروهاي دشمن در شمال و جنوب قطع گرديد و رزمندگان اسلام به مرزهاي بين‌المللي در منطقه «شيب» و «هورالعظيم» رسيدند.

حركت به سوي خرمشهر از مناسب‌ترين محور يعني جاده خرمشهر به اهواز و شرق آن يعني «رودخانه عرايض» آغاز شد. از سپاه پاسداران تيپ 27 محمد رسول الله (ص)، تيپ 14 امام حسين (ع)، تيپ 8 نجف اشرف و از ارتش تيپ يك لشگر 21 حمزه سيدالشهداء به فرماندهي سرتيپ «شاهين‌راد» و تيپ سه از لشگر 77 خراسان ،حضور داشتند.

دهم ارديبهشت ماه، مرحله نهايي از دو محور آغاز شد. شهيد جاويد الاثر «احمد متوسليان» و شهيد «خرازي» نقش بسزايي در پيش‌روي نيروها داشتند. شهيد خرازي با اجازه مستقيم فرمانده نيروي زميني با هفتصد نفر به خونين شهر حمله كرد و در نهايت خونين شهر در ساعات اوليه صبح روز سوم خرداد ماه سال 1361 آزاد شد.

عمليات رمضان در 22/4/61 انجام و سه قرارگاه فجر، فتح، نصر؛ حملات موج‌گونة شبانه اي را به سوي بصره انجام دادند، عراق براي اولين بار از دفاع متحرك استفاده نموده و با توجه به اينكه در خاك خود دفاع مي‌كرد و از تانك پيشرفته «تي 72» بهره مي‌برد، توانست پس از تحمل تلفات بسيار پدافند نموده و در نهايت خلاء بوجود آمده در جناح شمالي نيروهاي ايراني، عراق را از بزرگترين شكست نظامي نجات دهد.

پس از عمليات رمضان، ارتش و سپاه پاسداران در سراسر جبهه‌ها اقدام به تقويت نيرو و تجديد سازماندهي و تجهيز قوا نمودند، پس از سه ماه در نهم مهر سال 61 عمليات هجومي جديدي به نام «مسلم بن عقيل(ع)» با فرماندهي فرمانده نيروي زميني در محور «سومار» آغاز شد، اين عمليات يك آفند ضربتي پر توان بود و دو يگان ضربتي ارتش و سپاه هسته اوليه آن بودند، تيپ 27 محمد رسول الله نيز به فرماندهي سردار رشيد اسلام شهيد «حاج ابراهيم همت» حضوري فعال داشت.

تصرف ارتفاعات مشرف بر منطقه استراتژيك و رزمي و اخراج كامل دشمن از منطقه سومار حاصل اين حمله بود. پس از عمليات بدر و در اوايل سال 1364 با تصويب شوراي عالي دفاع، سازمان ارتش و سپاه جدا شد و مقرر گرديد، هر يك از دو نيرو با اختيار تام، عمليات مستقل انجام دهند.

در اين مقطع نيز (تابستان سال 1365) فرمانده نيروي زميني همراه با حركت كلي نظام مقدس جمهوري اسلامي در مواجهه با دشمن به عنوان عنصري تعيين‌كننده و ركن اصلي طراحي و اجراي عمليات مطرح بود.

به هر حال فرمانده لايق نيروي زميني، پس از حدود 5 سال انجام وظيفه در مسئوليت خطير فوق در تير ماه سال 1365 از سمت خود استعفا داد و بلافاصله با پيشنهاد آيت الله العظمي خامنه‌اي - رياست جمهوري وقت- و تصويب رهبر فقيد انقلاب به سمت نمايندگي حضرت امام(ره) در شوراي عالي دفاع منصوب شد.

در روز 18 ارديبهشت ماه 1366 به همراه تعداد ديگري از فرماندهان ارتش با پيشنهاد رئيس شوراي عالي دفاع و موافقت امام (ره) به درجه سرتيپي ارتقاي مقام يافت.

اگر چه تا پايان جنگ تحميلي، تنها موضوع جنگ و حضور مستمر و مفيد در جبهه در انديشه صياد شيرازي دور مي‌زد، اما عمده فعاليت شاخص نظامي او در پايان جنگ و درگيري با ضد انقلاب در عمليات «مرصاد» شكل گرفت.

او ضد انقلاب را از كردستان مي‌شناخت، ضد انقلاب نيز شناخت خوبي از او داشت او همان افسري بود كه قبل از آغاز جنگ مانع از تجزيه كردستان شده بود و در نهايت علت اصلي شهادت او همان؛ مبارزات و ضربات مهلكي بود كه بر پيكره ضد انقلاب وارد آورده بود.

پس از پذيرش هوشيارانه قطعنامه 598 سازمان ملل از سوي حضرت امام(ره) به تشخيص مصلحت ايشان، عراق با منافقين مسلح همراه شده و در تاريخ 5/3/1367 از طريق سر پل ذهاب به طرف شهر «كرند» حركت نمود.

سرتيپ صياد شيرازي سريعاً خود را به كرمانشاه رسانده و با فعال نمودن هوا نيروز و سازما‌ندهي نيروها و طراحي عمليات به همراه فرماندهان سپاه به مقابله با منافقين برخاست و در عمليات مرصاد نقش فوق‌العاده‌اي در پيروزي نهايي ايفا نمود. انهدام منافقين و شكست دشمن، فصل شيريني از پايان هشت سال جنگ بود.

ايران در مقابل نيمي از ارتش دنيا در پوشش حزب بعث، به شكل قهرمانانه‌اي از مرزهاي تاريخي خود دفاع نمود، انقلاب در جنگ صدور يافت، مظلوميت ايران انقلابي در جنگ ثابت شد، پرده از چهره تزوير جهانخواران برداشته شد و ايران دوستان و دشمنان خود را شناخت.

بعد از پايان جنگ تحميلي سرتيپ صياد شيرازي در كميسيون‌هاي شوراي عالي دفاع نقشي فعال داشت، به طور جامع و علمي به مسايل اساسي مرتبط با نيروهاي مسلح و دفاع مقدس پرداخته و با مطالعه و تحقيق راهكارهاي مناسبي در رابطه با بهبوديافتن وضعيت دفاعي و تجهيز يگانهاي مختلف ارتش ارائه مي‌نمود، حضور او در شورا باعث تحرك و پويايي مجموعه شد، از جمله مواردي كه به پيشنهاد او جلسات متعدد و اقدامات مثبتي در سطح نيروهاي مسلح صورت گرفت كه مي‌توان به طرح راهبردي كلي نظام درباره منافقين در چگونگي برخورد با آنان و نيز بهبود بخشيدن به وضعيت دفاعي و عمراني جزاير و سواحل مناطق دريايي و مسايل كردستان اشاره كرد.

شهيد صياد ضمن تدريس در دانشگاه افسري و مشورت با محققين حوزه و دانشگاه سعي در بررسي تطبيقي جنگ تحميلي و جنگ‌هاي صدر اسلام داشت و به طور جدي در اين رابطه به تحقيق پرداخت و در عين حال خواستار ثبت تاريخ انقلاب و جنگ تحميلي بود و هيأت معارف جنگ در همين راستا توسط ايشان تاسيس گرديد.

سرتيپ صياد شيرازي در مهر ماه سال 1368به درخواست رئيس ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح و موافقت مقام معظم رهبري به «معاونت بازرسي كل نيروهاي مسلح» انتخاب گرديد و در شهريور ماه سال 1372 با حكم فرمانده معظم كل قوا به سمت «جانشيني رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح» منصوب شد و در 16 فروردين 1378 همزمان با عيد خجسته غدير خم به دست مقام معظم رهبري به درجه سرلشگري نايل آمد.

سرانجام در روز بيست و يكم فروردين ماه 1378 در مقابل درب منزل مسكوني خود در تهران مورد هدف عناصر ضد انقلاب قرار گرفت و به فيض شهادت نائل آمد.

در نگاهي اجمالي به شخصيت شهيد صياد شيرازي، مجموعه‌اي كاملاً منسجم از فراهم آمدن خصايل الهي موجد يك انسان كامل ديده مي‌شود، او از نظامي بودن، شيعه بودن، ايراني بودن و بسيجي بودن چيزي كم نداشت.

بدون ذره‌اي تلاش براي مطلع‌شدن، بدون كوچكترين ادعايي براي بودن و بدون حتي اشاره‌اي به افتخارات و 70 درصد جانبازي پهلوانانه. انسان متعهدي كه براي ساختن جهان‌بيني كلي خود نسبت به جهان هستي حداقل 25 سال وقت گذاشت، مطالعه كرد و محاسبه نمود. انقلاب اسلامي و امام گمشده ايدئولوژي او بودند و با يافتن آنها به يقين رسيد و مخلصانه تا آخرين لحظه حيات، مجاهدت نمود.

صياد شيرازي با حمايت از پاسداران انقلاب، شركت دادن ايشان در مسايل نظامي و آموزش تخصص‌هاي لازم بستر اصلي تشكيل قطب نيرومند نظامي ديگري بنام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» از ايران بعد از انقلاب را فراهم ساخت.

يكي از روحيات خاص شهيد، گرايش به وحدت و پرهيز از اختلافات بود، او اين اعتقاد را در كليه شئون زندگي خود سرايت داده بود، در بُعد نظامي و در زمان جنگ هدف او در كنار هم جنگيدن رزمندگان بود و در نهايت ثابت شد كه هر عملياتي كه وحدت قلبي و همراهي ارگانيكي در نيروها تحت فرماندهي مطلع واحد وجود دارد، فتح بهمراه خواهد داشت.

در راستاي همين پرهيز از اختلاف، شهيد صياد بعد از جنگ تحميلي نيز هيچ‌گاه وارد احزاب و گروه‌هاي سياسي نشده در خط واحد ولايت بود.

در باب امور فرهنگي و اجتماعي چنانكه از خاطرات نزديكان و يادداشت‌هاي خود او بدست مي‌آيد؛ وي در عين مشغله كاري فراوان با برنامه‌ريزي مناسب به مطالعه تفاسير قرآن مجيد و مطالعات علمي و اجتماعي پرداخته و حداقل هفته‌اي يك بار به ديدار علما مي‌رفت. كمك به خانه و خانواده، ترتيب فرزندان با تزريق روحيه اعتماد به نفس و آموزش عملي اصول و مباني عاليه و اصيل اسلامي در سرلوحه برنامه‌هاي او بود

دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 20:57 :: نويسنده : sayyad
دو شنبه 20 مرداد 1393برچسب:,
 
:: 23:48 ::  نويسنده : محمد مهدی زاده

ب) مصادیق و مفهوم‌شناسی اعتدال‌گرایی در بیانات رهبر معظم انقلاب
رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی نیز اعتدال را هم‌معنای عدالت دانسته و در تاریخ  20 آبان83 در دیدار با اعضای هیئت دولت آقای خاتمی در این خصوص می‌فرمایند: «عدل یعنی هر چیزی در جای خود قرار گرفتن. معنای لغوی عدل هم یعنی میانه. اعتدال هم که می‌گویند از این واژه است؛ یعنی در جای خود، بدون افراط و بدون تفریط؛ بدون چپ‌روی و بدون راست‌روی. این هم که می‌گویند عدل یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خود، به‌ خاطر همین است؛ یعنی وقتی هر چیز در جای خود قرار گرفت،‌‌ همان تعادلی که در نظام طبیعت بر مبنای عدل و حق آفریده شده، به وجود می‌آید. در رفتار انسان، عدل لازم است. برای حکمران، عدل لازم است. در موضع‌گیری، عدل لازم است. در اظهار محبت و نفرت، عدل لازم است.»5
می‌توان یکی از بهترین تفاسیر و تبیین‌ها از معنای اعتدال و میانه‌روی را در تشریح فرازی از نامه‌‌ی 53 امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر از زبان مقام معظم رهبری بیان کرد. ایشان در توضیح فرمان علی (علیه السلام) مبنی بر اولویت قرار دادن اوسط حق در کارها می‌فرمایند: «حضرت مى‏فرماید: محبوب‏ترین کارى که مى‏خواهى انتخاب کنى، اولاً اوسطها فی الحق، یعنى وسط‌تر باشد. وسط، یعنى میانه‏ى افراط و تفریط؛ نه در آن افراط وجود داشته باشد، نه تفریط. حق هم درست همین است؛ هیچ‏ گاه نه در جهت افراط است، نه در جهت تفریط. اوسطها فی الحق، یعنى به ‏طور کامل در آن رعایتِ حق بشود؛ یعنى دقیقاً در حد وسط بین افراط و تفریط باشد. ثانیاً، و اعمها فی العدل باشد؛ عدالتى که از آن ناشى مى‏شود، سطح وسیع‏ترى از مردم را فرابگیرد.»6
این تعبیر از حد وسط در ادای حق، دقیق‌ترین تعریفی است که از معنای حد وسط و میانه‌روی مد نظر امیرمؤمنان (علیه السلام) ارائه شده است. با همین مبنای فکری، معظم‌له اسلام را دین انسانیت و اعتدال‏ و خردورزى و تسلیم در برابر حق متعال می‌دانند.7
و محیط اسلامی را محیط اعتدال و بروز عواطف انسانی برمی‌شمرند: «محیط اسلامى، محیط رحمت، اعتدال‏، حاکمیت معنویت و تقواست که خودِ معنویت و تقوا، یعنى آغوش بازى براى همه‏ى عواطف انسانى، همه‏ى احساسات صحیح بشرى، هم‌زیستى و آسایش معنوى انسان‌ها و آرامش دل‏ها.»8
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر حرکت در مسیر عدالت و اعتدال، افراط و تفریط، تندروی و کندروی، چپ‌روی و راست‌روی را رد کرده و بر روی خط میانه، به ‌عنوان یک شاخص در موضوعات مختلف تأکید می‌ورزند. ایشان، اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط را در عرصه‌های گوناگون اجتماعی بیان نموده‌اند و به ویژه در تخاطب با دانشجویان و جوانان، آنان را از افراط و تفریط در مواضع و اقدامات تحذیر نموده‌اند. به‌ عنوان نمونه، به مواردی از این رویکردها و جهت‌گیری‌ها از منظر معظم‌له اشاره می‌شود:
حفظ اعتدال و میانه‌روی در بحث فعالیت اجتماعی زنان (نه منع حضور اجتماعی زن و نه بی‌بندوباری زن در محیط اجتماعی)، حفظ اعتدال و نگاه جامع در تصمیم‌گیری‌های کلان در حوزه‌ی مدیریت کشور، اعتدال در نقدها و انتقادها (نه تقدس دادن به مسئولین و نه تخریب و بی‌انصافی)، قضاوتی متعادل و به دور از بدبینی یا خوش‌بینی مفرط در مورد هویت و مشکلات جوانان، اعتدال در معیشت و اقتصاد (نه اسراف و نه بخل) مصادیقی از مفهوم مهم اعتدال است که در بیانات مقام معظم رهبری به کار رفته است.
همچنین رهبر معظم انقلاب در بزنگاه‌های حساس نظام، به تبیین شاخص و معیار برای اعتدال و عدل‌ورزی در کشور پرداخته‌اند. از نگاه ایشان، قانون معیار اصلی برای سنجش حرکت‌ها و جهت‌گیری‌ها بر مسیر اعتدال است. در بسیاری از بیانات حضرت امام‌ خمینی (رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری، این مفهوم برداشت می‌شود که اعتدال‌گرایی به معنی حرکت بر مبنای مرّ قانون و پرهیز از افراط و تفریط است و چه افراطی‌ها و چه کسانی که دچار تفریط می‌شوند، عمدتاً هر دو از مسیر قانون خارج شده و بر خلاف قانون حرکت می‌کنند. در بیان رهبر انقلاب، اعتدال‌گرایی حرکتی پسندیده و ممدوح است. مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه‌ی 29 خرداد 88 و در پی بروز فتنه فرمودند: «افراط وقتی در جامعه به‌ وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی‌گری دیگران دامن می‌زند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج‌و‌مرج، آن‌هایند.»9
دقیقاً بر مبنای همین شاخص است که رهبر انقلاب، برخی نیروهای انقلاب را نیز از اقدامات خودسرانه و فراقانونی در برخورد با فتنه‌گران تحذیر و تنها قانون را معیار حرکت و اقدام معرفی نمودند.
رهبر معظم انقلاب به عنوان بهترین راهنمای عمل سیاسی در جامعه، معنای اعتدال و سنجش آن با واژه‌های مرتبط را نیز در بیانات خویش تبیین نموده‌اند. نسبت‌سنجی اعتدال با «عقلانیت محافظه‌کار» از سویی و نسبت‌سنجی اعتدال با «انقلابی‌گری» به عنوان دو مفهوم مرتبط و دارای هم‌پوشانی معنایی با اعتدال از این جمله‌اند.
گاه به اشتباه واژه‌ی اعتدال‌گرایی در برابر واژه‌ی انقلابی‌گری قرار می‌گیرد که با نگاهی به سخنان رهبری مشخص می‌شود اعتدال به معنایعدول از اصول نیست و در حقیقت انقلابی‌گری و اعتدال‌گرایی بر هم منطبق‌اند و این دو از هم تفکیک‌پذیر نیستند. ایشان در این خصوص فرموده‌اند: «بعضی‌ها به نام عقلانیت با نام اعتدال با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللی، می‌خواهند از مبانی انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند. این نمی‌شود، این نشانه‌ی بی‌صبری و نشانه‌ی خسته شدن است. گاهی این خسته شدن را (که خودشان خسته شده‌اند) به مردم نسبت می‌دهند. مردم خسته نشده‌اند، نه خیر، مردم آن وقتی که احساس کنند مسئولین کشور با سربلندی مسلمانی و عبودیت خودشان را اعلام می‌کنند، خوشوقت می‌شوند، خوشحال می‌شوند، این مردم مسلمان‌اند.»10
از سویی، در نظام اندیشگی رهبر انقلاب، اعتدال‌گرایی، محاسبه‌ی محافظه‌کارانه (Conservative Ratoinalism) و وادادگی در برابر فشارها و زورگویی‌ها وجود ندارد: «تا مى‏گوییم محاسبه و عقلانیت، عده‏اى مى‏گویند مواظب باشید دست از پا خطا نکنید، عقل را رعایت کنید؛ نبادا یک حرفِ آن‏چنانى بزنید که در دنیا آن‏طورى بشود؛ نبادا یک کارِ آن‏چنانى بکنید که دنیا صف‏آرایى کند. این‏ها عقلانیتِ محافظه‏کارانه است؛ من به این اصلاً اعتقاد ندارم. بنابراین اگر بخواهید عدالت را به ‏درستى اجرا کنید، احتیاج دارید به محاسبه‏ى عقلانى و به کار گرفتن خرد و علم در بخش‏هاى مختلف.»11
بر این اساس، سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری هر دو مسیر افراط و تفریطی هستند که راه میانه و اعتدال بین آن‌ها، داشتن روحیه‌ی انقلابی برای ایستادن در برابر استعمار و استبداد و در عین حال رعایت عدالت در منصب قدرت است. لذا مشی سیاسی حضرت امام (رحمت الله علیه) و رهبر انقلاب را باید بهترین روش اعتدال و اعتدال‌گرایی دانست.
به طور کلی، در اندیشه‌ی سیاسی رهبر انقلاب، عدل و اعتدال، به همراه دو رکن «عقلانیت» (نقطه‌ی مقابل تصلب و افراط) و «ارزش‌گرایی و معنویت» (نقطه‌ی مقابل وادادگی و تفریط)، به عنوان دو دال اصلی و غیرقابل انفکاک گفتمان عدالت و اعتدال بیان شده است.
ایشان بر این باورند که هر رویکرد فکری و عملی اگر سه رکن عقلانیت، اعتدال و ارزش‌گرایی را توأمان به همراه داشته باشد، حاصلی که به بار خواهد آمد کارآمدی است. معظم‌له می‌فرمایند: «اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا باشد، دیگر عدالتی که شما دنبالش هستید نخواهد بود. اصلاً عدالت نخواهد بود. عقلانیت به خاطر این است که اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود، انسان به گمراهی و اشتباه دچار می‌شود. خیال می‌کند چیزهایی عدالت است، در حالی که نیست. بنابراین عقلانیت یکی از شرایط لازم رسیدن به عدالت است.»

دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 20:27 :: نويسنده : sayyad

 

هیجان مثبت ,ایجاد هیجان مثبت,هیجان مثبت در زندگی

باورهای انسان در طول زندگی براساس تجربه و بلوغ او تغییر می‌کند. برای ایجاد هیجان مثبت باید باورهای روزانه خود را تغییر دهیم هرچند تغییر سخت است و در صورت شکست افراد دست از تلاش برمی‌دارند و کار را ادامه نمی‌دهند.

حکیمه آقایی،روانشناس در روزنامه شهروند نوشت: افراد بدبین راه ورود حل‌مسأله را بر ذهن خود می‌بندند و احساسات ناخوشایند را بازتولید می‌کنند. گاهی چالش‌ها و دغدغه‌های افراد به دلایل محیطی است و گاهی نیز علت فردی دارد. نکته‌ حایز اهمیت، تغییر افکار است که می‌تواند ما را به آرامش ذهنی برساند. بر این اساس لازم است رویدادهای زندگی را قابل‌کنترل بدانیم تا توان مقابله با آنها را داشته باشیم و این نیاز به تفکر صحیح و اصولی دارد. اگر به این نتیجه برسیم که وقایع زندگی را نمی‌توان کنترل کرد، آن وقت به نوعی درماندگی می‌رسیم.

افرادی که تفکر مثبت دارند، احساس خوشایندی را تجربه می‌کنند و این موضوع ذهن را برای تفکر منطقی بازمی‌گذارد، از سویی دیگر افراد بدبین راه ورود حل‌مسأله را بر ذهن خود می‌بندند و احساسات ناخوشایند را بازتولید می‌کنند. امام علی‌(ع) می‌فرمایند؛ «مراقب افکارت باش که کلامت می‌شود و مراقب کلامت باش که رفتارت می‌شود، مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود و مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.» با این تفاسیر مسلم است که نوع تصمیمات و تفکرات ما تعیین‌کننده این است که آیا زندگی خوشایندی خواهیم داشت یا خیر.

باورهای انسان در طول زندگی براساس تجربه و بلوغ او تغییر می‌کند. برای ایجاد هیجان مثبت باید باورهای روزانه خود را تغییر دهیم هرچند تغییر سخت است و در صورت شکست افراد دست از تلاش برمی‌دارند و کار را ادامه نمی‌دهند. مثلا برحسب عادت بعد از رسیدن به خانه تلویزیون را روشن می‌کنند یا سراغ یخچال می‌روند درحالی‌که می‌توان دوش گرفت، لباس پوشید و برای پیاده‌روی از خانه خارج شد. اگر بخواهیم این کار تداوم داشته باشد باید این روند را برای مدتی ادامه دهیم.

متأسفانه برخی به کلام توجه نمی‌کنند درحالی‌که کلام می‌تواند به افراد انرژی دهد، باید مراقب گفت‌وگوی درونی با خود و بیرونی با دیگران باشیم زیرا جملات ناامید‌کننده تأثیر ناخوشایندی بر ذهن فرد می‌گذارد. بیان این جمله که «من امروز را با توکل و اعتماد به نفس آغاز می‌کنم.» هیجان مثبت زیادی به فرد می‌دهد. نکته مهمی که افراد باید به آن توجه کنند، زندگی در زمان حال است، باید از گذشته درس بگیریم و با امید به آینده اما در زمان حال زندگی کنیم، برخی افراد در شکست‌ها و حتی موفقیت‌های گذشته تثبیت می‌شوند.

برقراری ارتباط ملزوماتی دارد که یادگیری مهارت‌های آن لازم به نظر می‌رسد، یکی از این مهارت‌ها گشاده‌رویی است، باید با دیگران طوری رفتار کنیم که نشان دهیم آنها افراد مهمی هستند، البته این به معنای توقع نابجا نیست بنابراین افراد نباید انتظار داشته باشند که فقط دیگران آنها را درک کنند چرا که ارتباط مقوله‌ای دوسویه است و تبادل انرژی نیز باید دوطرفه باشد. حل چالش ۳ مرحله دارد که مرحله اول آن آمادگی برای رویارویی با چالش است، این کار را می‌توان ابتدا به صورت ذهنی انجام داد، مرحله دوم درس گرفتن از چالش‌ها است و درنهایت افراد باید خود را مقابله‌کننده‌ای قوی در چالش‌ها ببینند تا بتوانند با آنها روبه‌رو شده و آنها را حل کنند.

 

دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 20:19 :: نويسنده : sayyad

معمار و پيرزن (حکایت)

اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت

حکایت,حکایت آموزنده

ميگويند چند صد سال پيش، در اصفهان مسجدي مي ساختند. روز قبل از افتتاح مسجد، كارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده كاري ها را انجام مي دادند.

پيرزني از آنجا رد مي شد وقتي مسجد را ديد به يكي از كارگران گفت: «فكر كنم يكي از مناره ها كمي كجه!»

كارگرها خنديدند. اما معمار كه اين حرف را شنيد، سريع گفت: «چوب بياوريد! كارگر بياوريد! چوب را به مناره تكيه بدهيد. فشار بدهيد.»

در حالي كه كارگران با چوب به مناره فشار مي آوردند، معمار مدام از پيرزن مي پرسيد: «مادر، درست شد؟!»

مدتي طول كشيد تا پيرزن گفت: «بله! درست شد! تشكر كرد و دعايي كرد و رفت.»

كارگرها حكمت اين كار بيهوده و فشار دادن به مناره اي كه اصلاً كج نبود را پرسيدند. معمار گفت: «اگر اين پيرزن، راجع به كج بودن اين مناره با ديگران صحبت مي كرد و شايعه پا مي گرفت، اين مناره تا ابد كج مي ماند و ديگر نمي توانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاك كنيم. اين است كه من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم!»

دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, :: 20:11 :: نويسنده : sayyad
نکته ارزشمند ۱۵نکته ارزشمند ۱-آیا بی ادبی و توهین به دیگران؛ نشانه بامزه گی است؟ *** ۲-خوبه اگه در هنگام عصبانیت، احترام طرف مقابل خودمون رو داشته باشیم. *** ۳-کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند،ویترین فروشگاه شعور شماست. *** ۴-انسان های ضعیف انتقام میگیرندانسان های قوی می بخشندانسان های باهوش نادیده میگیرند. *** ۵-همه به دنبال کلاس بالا تر میگردند،اما کسی به فکر مدرسه خوب نیست. *** ۶-اگر پست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید، حتما استعفا دهید؛این یعنی شرافت. *** ۷-ذهن همچو باغ است و فکر همچو بذرمی توان گل رویاند یا هرزه علف... *** ۸-قوی ترین آدمها همیشه کسانی نیستند پیروز می شوند؛ بلکه آنهایی هستند که وقتی می بازند تسلیم نمیشوند. *** ۹-وقتی در فراز زندگی هستید دوستانتان شما را میشناسند؛ وقتی در نشیب هستید شما دوستانتان را. *** ۱۰-کسانی که بهترین نصیحت هارا می کنند،معمولا آنهایی هستند که بد ترین شرایط زندگی را تجربه کردند. *** ۱۱-هیچ گاه از یاد مبرید چه کسی به یاریتان شتافت، وقتی هیچ کس دیگری حاضر نبود... *** ۱۲-اگر کسی عهدی که با شما بسته را شکست،خود را بازنده مپندارید،بازنده ی اصلی اوست اوست که اعتبارش را باخته ناتوانی اش را به اثبات رسانده وچهره واقعی اش را نشان داده. *** ۱۳-صورت زیبا پیر میشود...اندام زیبا تغییر خواهد کرد...اما یک انسان خوب همیشه انسانی خوب خواهد بود. *** ۱۴-پذیرفتن این که اشتباه کرده اید،نشان دهنده این است که اکنون عاقل تر از گذشته تان هستید. *** ۱۵-گاهی حذف کردن برخی آدم ها از زندگیتان،جا را برای آمدن آدم های بهتر باز میکند.
پيوندها


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت: