yek nazar درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب
نويسندگان سه شنبه 25 آذر 1393برچسب:, :: 17:46 :: نويسنده : sayyad
اهل عالم بشنوید این زمزمه مقام معظم رهبری امام خامنهای: جمعه 21 آذر 1393برچسب:, :: 14:11 :: نويسنده : sayyad
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد(احمد شاملو) ………………………………………………… خندوندن لبهای یک نفر مهارت نیاز ندارد مهم خندوندن چشم هاست . . . ………………………………………………… خـُــدا ” فقط کسی رو به لبه ی پرتگاه زندگیش می رسونه که میدونه قدرت پرواز رو داره . . . در ادامه مطلب
قول واژه ای بزرگ است یا چیزی را میسازد یا همه چیز را خراب میکند . . . . . . توی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین تا عمقش براتون مشخص بشه . . . . . . شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم گفتند : پرواز کن ، گفت : من شترم . . . دلهاتان را از دنیا بیرون کنید پیش از آنکه بدنهاتان را از آن بیرون کنند . . . . . . آدما در دو صورت خود واقعیشونو نشون میدن یا اینکه بدونن کامل به خواستشون رسیدن یا اینکه بدونن هرگز به خواستشون نمیرسن . . . . . . اشک های کسانی را که گریان به نزدت می آیند را با نازش پاک کن . . . . . . وقتی کسی به شما نیاز دارد گفتن : ” گرفتارم” بسیار آسان است. اما وقتی شما به کسی نیاز درید شنیدن: ” گرفتارم” بسیار دردناک است . . . . . . کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل بستن به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . . . . . وقتی خوشحال هستی قول نده وقتی عصبانی هستی جواب نده وقتی ناراحتی تصمیم نگیر . . . . . . اس ام اس پند آموز پوزش خواستن پس از اشتباه زیباست، حتی اگر از یک کودک باشد (اُرد بزرگ) . . . جذابیت تو … به خاطر چیز هائیست که مردم از تو ندیده یا نمیدانند خودت را تند تند ورق نزن . . . . . . جملات قصار به گونه ای آرزو کنید که انگار همیشه زنده می مانید و به گونه ای زندگی کنید که انگار همین امروز می میرید . . . (جیمز دین) . . .
. . . . سعی برای بهتر بودن ، بهتر از این است که وانمود کنی که بهترینی . . . هیچوقت به کسى که بهت اعتماد داره، دروغ نگو هیچوقت به کسى که بهت دروغ میگه، اعتماد نکن . . . . . . اس ام اس فلسفی جوانی صندوق در بسته ای است که فقط پیران می دانند درون آن چیست. . . . گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد . . . . . . زندگی کرد با انسان های بَد بهتر از زندگی کردن با انسان هایی است که اَدای انسان ها خوب را در می آورند . . . . . . sms فلسفی آنان که پاره هایی از روح خود را برای التیام به دیگران میبخشند از همه بیشتر به خدا شبیه اند . . . . . . ســه چـــیـز خــیـلی ســـخـت اسـت : فــــــولاد ، الــــمـاس ، و خــــویــشـتن شــنـاسی . . . یک شنبه 16 آذر 1393برچسب:, :: 17:46 :: نويسنده : sayyad
مهران مرد 36 ساله ای است که سخت تلاش کرده است تاهنرپیشه موفقی شود. با این حال او فقط چند نقش جزیی داشته و مجبور بوده است برای تامین زندگی خودش به عنوان خدمتکار یک رستوران کار کند. او به رغم عدم موفقیت، برای دیگران لا ف می زند که همه نقش ها را رد کرده است،زیرا به اندازه کافی برای او مناسب نبوده اند. وی برای اینکه هنرپیشه شود، به صورت خود خواهانه هر کسی را که می تواند تبدیل به نردبان می کند و از او بالا می کشد و بدین وسیله با استثمار دیگران به اهدافش می رسد. او از آشنایانی که نقش های هنرپیشگی کسب کرده اند به شدت دلخور است و با این اظهار که آن ها فقط «خوش شانس» هستند، موفقیتشان را کوچک می شمارد. مهران که از دید دیگران بی اندازه مغرور به نظر می رسد، دررستوران با سرپرستش جر و بحث های مکرر دارد، زیرا معتقد است او یک آدم «حرفه ای» است و شایسته نیست که خود را با شستن ظرف های کثیف کوچک کند. او دیگران را آزرده می سازد، زیرا همیشه توقع دارد وی را برای لباس ها، مو، هوش و بذله گویی اش تحسین کنند. مهران آنچنان به خود مشغول است که به سختی می تواند به دیگران توجه کند و شدیدا نسبت به نیازها و مشکلا ت آن ها بی اعتنا است.
شنبه 15 آذر 1393برچسب:, :: 18:16 :: نويسنده : sayyad
با هر مشکلی که روبه رو می شدند از آن به عنوان فرصتی برای تلاش بیشتر استفاده می کردند. تفاوت مردم موفق با افراد عادی در این است که جاهایی که همه کم می آورند و ناامید می شوند، آنها با اراده قوی تر ادامه می دهند. آنها همیشه تلاش، مبارزه و آزادی را انتخاب می کنند.
آیا آخرین باری که می خواستید کاری را انجام دهید اما پشیمان شدید را به یاد دارید؟ چه چیزی مانع از انجام آن شد؟ چه چیزی تصمیم شما را تغییر داد؟ آیا صدای تفکرات درونی شما نبود؟ آیا تاکنون از خود پرسیده اید این ندای درونی کیست یا چیست؟ ترس. ترس تسریع کننده تنبلی است. ترس همیشه به ما می گوید اگر تلاش کنید، امکان شکست شما بیشتر از موفقیت هایتان خواهد بود. ترس به ما تلقین می کند که به جای پذیرفته شدن، طرد می شویم و کاری می کند که دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری انجام ندهیم.
پائولو کوئیلو در آخرین کتاب خود به نام «الف» می گوید، این شهامت نیست که انسان ها را به موفقیت سوق می دهد، بلکه اراده و عزم راسخ است. او می گوید، اراده به ما کمک می کند تا با تصمیم گیری درست در مسیر تحقق رویاها و اهداف خود گام برداریم.
اگر به همه مردم موفق سراسر دنیا و تاریخ نگاه کنیم، همچون گاندی، استیو جابز، ماندلا، دونالد ترامپ و ... متوجه می شویم همه آنها در مسیر رسیدن به اهداف خود بسیار شکیبا و بردبار بوده اند و هرگز دست از تلاش نکشیده اند. آنها نیز در این راه با مشکلاتی مواجه بوده اند و هرگز تصور نمی کردند که راهشان بسیار هموار و رسیدن به آرزوهایشان آسان است. بنابراین، با هر مشکلی که روبه رو می شدند از آن به عنوان فرصتی برای تلاش بیشتر استفاده می کردند. تفاوت مردم موفق با افراد عادی در این است که جاهایی که همه کم می آورند و ناامید می شوند، آنها با اراده قوی تر ادامه می دهند. آنها همیشه تلاش، مبارزه و آزادی را انتخاب می کنند. در ادامه مطلب، نکاتی را یادآوری کرده ایم که می تواند به شما کمک کند تا بر ترس های خود غلبه کنید.
1. ترس را حس کنید و به هر قیمتی آن را انجام دهید دکتر جفرز می گوید: «برای موفقیت، باید بتوانید جرات و جسارت خود را تقویت کنید و با افکار منفی خود مبارزه کنید.» او همچنین اعتقاد دارد، افراد می توانند با خطر کردن در زندگی خود، استرس هایشان را کاهش دهند. در نتیجه باید گفت، تنها راه غلبه بر ترس، روبه رو شدن با آن است. سعی کنید ترس های خود را کنار بگذارید و کارهایی که در ذهن دارید را انجام دهید.
2. فراتر از دلیل گاهی ما از اصل یک اتفاق آگاه نیستیم و تا زمانیکه آن را پشت سر نگذاشته و به عقب باز نگردیم، نمی توانیم متوجه شویم چرا فردی را ملاقات کرده ایم، قطار را از دست داده ایم یا ... . این موانع ناخواسته و غیر قابل پیش بینی و چنین تاخیرهایی در واقع نوعی توفیق اجباری یا مقدرات گیتی هستند. می توان آنها را سرنوشت نامید اما به خاطر داشته باشید که همیشه برای هر اتفاقی که می افتد، دلیلی وجود دارد. حتی اگر ما دلیل اصلی آن را ندانیم.
3. خیلی کوچک، خیلی دیر برای درک بهتر این آیتم داستانی را از نویسنده مطلب ذکر می کنیم: «8 سال پیش پزشکان تشخیص دادند پدر من رفلاکس دارد. پس از چند سال که معالجه نشد، او تصمیم گرفت تا دوباره پیش پزشک برود. اما دیگر خیلی دیر شده بود زیرا مشخص شد او سرطان پیشرفته کبد دارد و فقط دو ماه زنده خواهد ماند. پس از زمان موعد نیز درگذشت. هنگامی که من و خواهرم کاغذها و وسایل شخصی او را چک می کردیم، با تقاضای ویزا برای بورنو مواجه شدیم. پدر من 35 سال پیش از وطن خود نقل مکان کرده بود و تمایل داشته است به کشورش بازگردد. اما دیگر خیلی دیر شده بود. اگر پدر من سعی می کرد زودتر به پزشک مراجعه کند یا زودتر به وطن خود بازگردد، شاید چنین انتهای تلخی در انتظار او نمی بود.» نتیجه این داستان نشان می دهد باید همیشه به دنبال هدف ها رفت و هرگز از آغاز و انجام کارهای مورد علاقه خود نهراسید. اگر دوست دارید مسافرتی بروید، در کلاس زبان ثبت نام کنید یا ... حتما همین امروز فهرستی از تمایلات خود را تهیه و بر اساس آنها برنامه ریزی کنید. 4. حسرت خوردن اگر با افرادی که سنشان از شما بیشتر و تاحدی عاقل تر هستند، صحبت کنید بیشتر آنها می گویند که ما حسرت کارهایی که انجام نداده ایم را می خوریم نه حسرت کارهایی که انجام داده ایم را. اگر همیشه در زندگی امروز و فردا کنید، هرگز به نتیجه دلخواه نخواهید رسید. به یاد داشته باشید که هیچ نتیجه ای منفی نیست. بلکه چیزی است که شما با تجربه ها و لحظات خود می سازید. مرد بزرگی در این رابطه می گوید: «بیشتر ما خود را میان دو سارق زندگی مصلوب می کنیم: حسرت گذشته را خوردن و ترس از آینده.»
5. پیدا کردن موانع چند بار برایتان پیش آمده است که برای انجام ندادن کارهایتان عذر و بهانه آورده اید؟ مثلا، خیلی سخت است، خیلی خسته ام، زمان نداشتم و ... . این بهانه ها برایتان آشنا نیست؟ بیشتر ما درگیر محدودیت های ذهنی خود و امروز و فردا کردن کارها هستیم در حالیکه افرا موفق، حتی وقتی کاری را دوست ندارند نیز از همه زمان خود استفاده می کنند و همه تلاش خود را انجام می دهند. افرا موفق اصولا کارهایی را انجام می دهند که دیگران آنها را سخت و دشوار می نامند. آنها همه خطرات احتمالی را پیش بینی و برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند. خلاقیت، جرات و شهامت دارند. آنها به طور ذاتی موفق و خوش شانس به دنیا نیامده اند، بلکه با اراده، سخت کوشی و نداشتن ترس به موفقیت های خود رسیده اند. آنها به جای پیدا کردن موانع، موقعیت ها را کشف می کنند. چهار شنبه 12 آذر 1393برچسب:, :: 16:45 :: نويسنده : sayyad
شناخت بیماری های روانی![]() در قسمت قبل مطالبی در مورد برخی از بیماری های روانی و علل به وجود آوردن آنها ارائه شد . اینك در ادامه می خوانیم... علائم آگاه كننده ی بیماری های روانی :معمولاً علائم بیماری های روانی به تدریج پیش می آیند و امكان دارد خود به خود از بین بروند یا شدت یابند مانند: - تغییرات برنامه روزانه ، مانند زیاد خوابیدن یا زیاد خوردن ( پرخوابی ، پرخوری ) یا دشواری های جسمانی كه قابل بیان نیست. - هذیان(Delusion) - اعتیاد به الكل یا سایر مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور - افسردگی - توهمات (Hallucination ) - عدم همكاری و برخورد طبیعی با كارهای روزانه خود - ترس های فراوان، خسته كننده یا اضطرابی - احساس های عجیب ، یا خشم وغضب بی مورد - افكار خودكشی یا اقدام به آن - كناره گیری از خانواده ، زندگی ، دوستان و فعالیت های روزانه امكان دارد این علائم مشخص كننده سایر دشواری های جسمانی علاوه بر بیماری های روانی باشد. در صورت بروز این علائم و ضعف یا شدت آن بایستی هرچه زودتر به متخصص روان پزشك مراجعه شود. ![]() روش های درمان:معمولاً دارو درمانی توأم با روان درمانی بایستی انجام شود. روان درمانی(Psychotherapy) : شامل گردهمایی اعضای خانواده و شركت در گروه درمانی است. روان درمانی فردی كمك فراوانی به بیماران روانی می نماید تا متوجه بیماری خود گردند. همچنین یاد می گیرند كه با هر حادثه ای چگونه برخورد داشته باشند وعلل بیماری خود را پیدا نمایند و تعییرات مثبتی در زندگی آنان به وجود آید.آگاهی درمانی : یكی از انواع مؤثر روان درمانی است . بدین طریق به اشخاص از نظر یادگیری كمك می شود كه راه های تازه فكر كردن و رفتارهای جدید را یاد بگیرند . دارو درمانی(Drug therapy) : درمان با دارو می تواند به تعادل مواد شیمیایی مغز كمك نماید. این داروها بسیاری از افراد را قادر به لذت بردن، فعالیت، و كاهش نشانه های ناراحت كننده می نماید ؛ البته باید دارو را تحت نظر پزشك استفاده نمود.شوك درمانی(Shock therapy) : بیشتر برای اشخاصی كه دچار افسردگی شدید هستند به كار برده می شود. اكثر بیماران روانی همچون سایر بیماری ها به طور سرپایی ، با مراجعه به مراكز و گرفتن دستورات دارویی ، درمان می شوند ؛ ولی عده ای باید مدتی بستری شوند و تحت درمان قرار گرفته و بعداً به طور سرپایی به درمان ادامه دهند. توصیه :اگر كسی را می شناسید كه دچار بیماری روانی است حتی المقدور زمان بیشتری را با او به سر برید، رابطه خودتان را قطع نكنید. بگذارید بداند كه هنوز برخورد خوبی با او می شود و برای او ارزش قائل هستید . حتی المقدور همواره سعی كنید او را به متخصص معرفی كنید. شما می توانید داوطلب شوید، برنامه های آموزش مربوط به كمك به بیماران را ببینید و سعی كنید همواره آنان را تشویق و ترغیب و راهنمایی نمایید. اگر كسی را می شناسید كه دارای علائم روانی است با مراكز روان پزشكی یا یك روان پزشك تماس بگیرید. یک شنبه 9 آذر 1393برچسب:, :: 17:38 :: نويسنده : sayyad
یک شنبه 9 آذر 1393برچسب:, :: 17:23 :: نويسنده : sayyad
درمان وسواس(شامل هفت دستورالعمل)
اين سؤال همواره در مبحث وسواس مطرح ميشود که وسواسی چه باید بکند که دردش درمان شود؟ هر چند بيماري وسواس، بيماري سختي است و روان پزشکان معالجهی را آن مشکل ميدانند، امّا اگر وسواسی به توصيههايي که ذيلاً بيان ميشود کاملاً و صد در صد عمل کند، حتماً نجات خواهد يافت و بهبودي و سلامتي او با يک برنامهي چند ماهه قابل تضمين است و ریشهی اين درد به طور کلي نابود خواهد شد. شرط اساسي در اين معالجه حرف شنوي و تبعيّت بيمار وسواسی است. یکی از لوازم این درد همین است که شخص وسواسی لجوج و یک دنده میشود. و چنانچه دست از لجبازی بردارد، مطمئن باشد که بيماري او قابل درمان است.
مواردي که در درمان وسواس توصيه ميشود به شرح ذيل است:
1. دعا و توسّل
اوّلين سفارش براي درمان اين بيماري، دعا، توسّل و رابطه با خدا، برای رفع این صفت رذیله است. پروردگار عالم در قرآن میفرماید: من معلّم اخلاق هستم. هیچ کس نمیتواند خودسازی کند، مگر آن که رحمت من شامل حال او شود تا موفّق شود و ریشهی صفات رذیله را در وجود خود نابود کند.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ (19)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، پاى از پى گامهاى شيطان منهيد، و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد، بداند كه او به زشتكارى و ناپسند وا مىدارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هيچ كس از شما پاك نمىشد، ولى اين خداست كه هر كس را بخواهد پاك مىگرداند و خداست كه شنواىِ داناست.
به فرمودهي قرآن، اگر فضل و رحمت خدا نباشد، هیچ کس نمیتواند درخت رذالت را از دل خود برکند و درخت فضیلت را به جای آن غرس و بارور کند. از نظر این آيهی شریفه، وسواسی باید با رابطه با خدا، با دعا و راز و نیاز، از خدا بخواهد که این دردش را معالجه کند.
امام صادق (ع) فرمودند:
لَا يَتَمَكَّنُ الشَّيْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ الْعَبْدِ إِلَّا وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ اسْتَهَانَ وَ سَكَنَ إِلَى نَهْيِهِ وَ نَسِيَ اطِّلَاعَهُ عَلَى سِرِّه (20)
شيطان موفّق به وسوسهي بندهاي نميشود مگر آن گاه كه از ياد خدا روي بگرداند و آن را سبك بشمارد و در جايگاه نافرماني خدا قرار گيرد و فراموش كند كه خدا بر پنهان او آگاه است.
و همه خصوصاً وسواسيها توجّه داشته باشند که از نظر قرآن، دعا منهای توسّل به جایی نمیرسد. قرآن در این باره میفرماید:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون (21)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد و وسيلهاى براى تقرب به او بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.
پيامبر اکرم (ص) فرمودند:
الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ هُمُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَل (22)
ائمه (ع) از فرزندان حسين (ع) ميباشند. هر كس آنها را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است و هر كس آنها را نافرمانى كند، نافرمانى خدا را كرده است. آنان حلقه و دستگيرهي محكم و وسيله براي تقرّب به درگاه الهى هستند.
حتّی پیامبر اکرم (ص) هم بدون وسیله در خانهی خدا نمیرفتند. در روايتي از اميرالمؤمنين (ع) آمده است:
سَأَلْتُهُ مَرَةً أنْ يَدْعُوَ لِي بِالْمَغْفِرَةِ، فَقَالَ: أفْعَلُ، ثُمَّ قَامَ فَصَلّى، فَلَمَّا رَفَعَ يَدَهُ لِلدُّعاءِ اسْتَمَعْتُ عَلَيْهِ فَإذَا هُوَ قَائِلٌ: اللّهُمَّ بِحَقِّ عَلِيٍ عِنْدَكَ اغْفِرْ لِعَلِيٍ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَا هذَا؟ فَقَالَ: أ وَاحِدٌ أكْرَمُ مِنْكَ عَلَيْهِ فَأسْتَشْفِعُ بِهِ إلَيْهِ؟ (23)
يکبار از پيامبر (ص) خواستم تا برايم طلب مغفرت کند. پذيرفت و سپس به نماز ايستاد. وقتي دستش را براي دعا بالا برد، گوش فرا دادم؛ ميگفت: خداوندا، به حق علي نزد خودت، او را بيامرز. گفتم: اين چگونه دعايي بود؟ فرمود: آيا کسي گراميتر از تو نزد خداوند هست که به واسطهي او طلب شفاعت کنم؟
وقتی پیامبر اکرم (ص) با توسّل به در خانهی خدا ميروند، ما نيز باید از ايشان الگو بگیریم. هر کسی صفت رذیلهای دارد و از خدا رفع آن را ميخواهد، هر کسی گناهکار است و از خدا آمرزش گناهانش را ميخواهد، باید با وسیله یعنی با چهاردهمعصوم (ع) به در خانهی خدا برود. وسواسی هم از اين امر مستثنا نيست. بايد از عمق جان با توسل به اهل بيت (ع) ، خدا خدا کند تا پروردگار عالم به فریادش برسد.
2. کمک گرفتن از نماز
مطلب دیگری که از قرآن استفاده میکنیم، اين است که از نماز اوّل وقت باید کمک گرفت. این آیهی شریفه در قرآن دو بار تکرار شده:
اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة (24)
از صبر و نماز يارى بجوييد.
یعنی هم از صبر و استقامت و فعالیّت خودتان کمک بگیرید، هم از ايجاد رابطه با پروردگار عالم تا به نتيجه برسيد. لذاست که وقتي سختياي براي خاندان پيامبر(ص) پيش ميآمد، آنان را به نماز امر ميکردند (25).
و همین جا به همه، مخصوصاً جوانان سفارش میشود که اگر در کارهایتان به مشکلي بر خورديد، به نماز اوّل وقت متوسّل شوید. حتماً در مسجد، با جماعت، با تعقیبات و با حضور قلب بخوانيد که فوق العاده مؤثّر است. اگر حضور قلب به معناي واقعي هم برايتان ممکن نيست، لا اقل در ظاهر نماز با ادب باشید. این دیگر حداقل چيزي است که باید باشد. اگر ميخواهيد در زندگی دنیایتان به فريادتان برسند، اگر ميخواهيد دم مرگ تنهايتان نگذارند، اگر ميخواهيد شب اوّل قبر ملائکهي رحمت در کنارتان باشند، به نماز اهميّت بدهيد. گر چه بحث الآن ما در مورد وسواسی است، امّا همهی ما باید توجّه داشته باشیم که در وجودمان صفات رذیله داریم. چه کسی میتواند بگوید: من حسود نیستم؟ چه کسی میتواند بگوید: من پول پرست و ریاست طلب نیستم؟ چه کسی میتواند بگوید: من بخیل نیستم؟ چه کسي میتواند بگوید: من خود خواه و خود محور نیستم؟ ريشه کن کردن این صفات رذیلهي کمر شکن، این صفات رذیلهاي که دنیا و آخرت انسان را نابود ميکند، بسیار مشکل است، امّا مقابله با اين رذايل بوسيله دعا و راز و نیاز با خدا، با توسّل و با نماز اوّل وقت ميسّر است.
3. تقوا و اجتناب از گناه
مطلب سوم تقوا و اجتناب از گناه است. اجتناب از گناه انسان را به مقامات والايي میرساند. علمای علم اخلاق میگویند: اگر کسی بخواهد صفت رذیلهاي را رفع کند، قبل از تخليه و تحلیه باید تقوا داشته باشد. مراحل خودسازي را اين طور ميشمارند: یقظه، توبه، تقوا، تخليه و تحلیه و پس از آن تجليه است که منجر به فناء يا لقاي پروردگار ميشود.
4. بي اعتنايي
مطلب ديگري که دوش به دوش همین مطالب است و اهميت فوقالعاهاي دارد و بدون آن، دعا و توسّل و سایر راهکارها فایدهای ندارد، تلاش و فعاليّت خود وسواسی است. و کاري هم که بايد در اين جهت انجام دهد، مبارزهی منفی، یعنی بی اعتنایی است؛ بیاعتنایی نمودن به آن چه تخیّلش میگوید، بی اعتنایی به آن چه شیطان درون و شیطان برونش از او می خواهد. این بیاعتنایی وسوسه را از بين ميبرد. اگر در طهارت و نجاست دچار وسواس است، باید نسبت به این موضوع بی اعتنا شود. مثلاً اگر دست او نجس شد، همین مقدار که زیر آب برد یا زیر شیر گرفت، آن را پاک بداند و شستشو را ادامه ندهد.
امام باقر (ع) در این باره میفرمایند:
إِذَا كَثُرَ عَلَيْكَ السَّهْوُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَدَعَكَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّيْطَان (26)
هنگامي كه شکِّ تو در نماز زياد شد، به نمازت ادامه بده و به شكت اعتنا مكن؛ زيرا با اين کار اميد است كه شك از تو دست بر دارد. همانا شك از جانب شيطان است.
و در روايت ديگری، امام معصوم (ع) میفرمایند:
لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثٌ يَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهْمِ وَ لَا يُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ لَمْ يَعُدْ إِلَيْهِ الشَّك .... إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُمْ (27)
شيطان خبيث را به شكستن نمازتان عادت ندهيد، چون او را بر اين كار حريص ميكنيد، همانا شيطان خبيث به آن چه تكرار شود، معتاد ميگردد. پس هر يك از شما به شکّش اعتنا نکند و نماز را زياد نشكند. پس اگر كسي چندين مرتبه اين گونه عمل كند، ديگر شك به سوي او باز نميگردد. همانا شيطان خبيث، مايل است كه از او اطاعت شود، پس اگر از امر او سرپيچي شود، به سوي هيچ يك از شما باز نميگردد.
و همین جا لازم است به کساني که دچار اين درد هستند، تذکر داده شود که اگر به وسواس خود بی اعتنایی نکنید، به مشکلات بدتر مبتلا ميشويد. روزي يک مادر گریهکنان همراه دخترش به نزد من آمدند، آن مادر میگفت: این دختر وقتی دستشویی میرود، حداقل چهار ساعت طول میکشد! ما باید با کتک او را بیرون بیاوریم. وقتی هم میخواهد نماز بخواند، سه چهار ساعت طول میکشد و در آخر هم نمیتواند نماز بخواند! خدا نکند کسي به این جا برسد.
حال این دختر خانم چه باید بکند؟ خیلی آسان است؛ وقتی کارش در دستشویی تمام شد، خود را در مدت یک دقیقه بشوید و از دستشویی خارج شود. اگر هم میگوید نجس است، باید بداند که اين شيطان درون اوست که میگوید پاک نشد.
کساني هم که در غسل کردن وسواسي هستند، بايد همين طور عمل کنند. وسواسی اگر غسلش بیش از پنج دقیقه طول کشيد، گناه کرده است؛ گناهش هم خيلي بزرگ است. معنا ندارد چند ساعت براي يک غسل پنج دقيقهاي معطّل شود. باور کنيد غسل ائمهي اطهار (ع) ، غسل مراجع تقليد بيش از اين طول نميکشد
هیچ وقت فراموش نمیکنم استاد بزرگوار ما، مرحوم آية الله العظمی محقّق داماد(ره) نقل ميکردند: یکی از روحانیون سر حوض مدرسهی فیضیه با خودش کلنجار میرفت؛ یعنی یک مقدار وضویش را طول میداد. مؤسّس بزرگ حوزهي علمیهي قم، مرحوم آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبد الکريم حائري (ره) اين صحنه را دیدند. جملهاي در گوشش گفتند و رفتند.
آية الله داماد (ره) میگفتند: این فرد دیگر تا عمر داشت، براي وضو گرفتن سر حوض مدرسه ديده نشد. بعداً از او پرسیدم: حاج شيخ چه گفت؟
گفت: مرحوم حاج شیخ عبدالکريم گفت: اگر مردم این وضو را از تو یاد بگیرند و خیال کنند وضوی اسلام این است، در روز قیامت چه جوابي داري؟
و چنانکه نقل کردهاند خود مرحوم آیت الله العظمی حائری وقتي برای وضو گرفتن سر حوض میآمدند، یک مشت آب به صورت میزدند، یک مشت آب به دست راست و یک مشت آب به دست چپ و مسح سر و پاها را میکشیدند و میرفتند زیر کتابخانهی مدرسهی فیضیه و نماز میخواندند؛ یعنی وضوی ایشان یک دقیقه بیشتر طول نمیکشید. این وضوی يک مرجع تقلید است. وضويي که اسلام از ما خواسته، غير از اين نيست.
در طهارت و نجاست هم همین است. به صرف احتمال طهارت، از ما خواستهاند که بنا را بر طهارت قرار دهيم. حتّي اگر کسی با نگاه کردن به لباسش ميفهمد نجس است يا پاک، فرمودهاند: اگر ميخواهي رفع شکّ کنی، بکن، امّا حکم اسلام اين است که چنين کاري لازم نیست.
معمولاً وقتی برف يا باران بیاید براي وسواسیها و حتّي انسانهاي متعارف، راه رفتن در کوچهها سخت است. وسواسیها که نجس میدانند، براي انسانهاي متعارف هم سخت است که با ترشّحات باران و گلها نماز بخوانند، امّا مراجع تقلید هميشه مقیّد بودندهاند که به مردم نشان بدهند با همین گلها هم نماز صحيح است. حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) مقیّد بودند به طلاب بنمایانند که با این گل کوچهها میتوان نماز خواند و نماز میخواندند. مراجع بزرگ در مدرسهی فیضیه با همین گل ها نماز میخواندند. خود من حضرت امام خميني (ره) را دیدم که مقیّد بودند با همين گلها و ترشّحات، نماز بخوانند. حتي براي من نقل کردند که روزي عمّامهي مرحوم مؤسّس حوزهي علميهي قم، حضرت آیت الله العظمی حائري! در صحن حمّام عمومي افتاد و ايشان عمّامه را برداشتند و بر سر گذاشتند.
وسواسی هم باید همين طور باشد، بايد بی اعتنایی کند. اگر مدّتي اين طور عمل کند، مطمئن باشد که دردش درمان خواهد شد.
همهی شما می دانید، فقها در رسالهها نوشتهاند که شکِّ کثیر الشّک اعتبار ندارد؛ یعنی اگر شما يک مرتبه يا دو مرتبه در نماز مغرب بين یک و دو شکّ کردید، نمازتان باطل است. اما اگر باز اين شکّ شما تکرار شد و به بار سوم رسيد، ديگر به آن اعتنا نکنيد؛ معنایش این است که باید بنا را بر آن چه به نفع شماست بگذارید. مثلاً اگر در نماز مغرب بين دو و سه شکّ کردید، بنا را بر سه بگذاريد و نماز را تمام کنيد. اين مسأله اختلافي هم نيست؛ همهي فقها اين طور ميگويند. حتّی فقها میفرمایند: وقتی به این حالت رسید، دیگر شک در نماز دو رکعتی و چهار رکعتی فرقي ندارد، هر شکّی که باشد، چه از نظر فقهی صحیح باشد یا فاسد، نباید اعتنا کند. و این بيان فقها از روایات اهل بیت (ع) گرفته شده است (28).
این سخن اهل بيت (ع) ، در طهارت و نجاست هم میآید. یعنی همین طور که شکّ کثیر الشّک در نماز اعتبار ندارد، شکّ کثیر الشّک در وضو و غسل و طهارت و نجاست هم اعتبار ندارد. حتّي فقها گفتهاند: قطع وسواسی حجّت نیست، چه رسد به ظنّ یا شکّ او. این جملهی «لا اعتبار بعلم الوسواسي في الطهارة و النجاسة (29)» در عروةالوثقي آمده است و بسياري از مراجع هم آن را تأييد کردهاند. زيرا يقين وسواسي، يقين نيست؛ تخيّل و توهّم است. یعنی اگر وسواسی يقين به نجاست هم داشت، يقينش حجّت نیست، چه رسد به ظنّ و شکّ او. باید ببیند عرف مردم چطور عمل میکنند؛ او هم همان طور عمل کند. زيرا ائمهی طاهرین (ع) فرمودند: شکّ کثیرالشّک اعتبار ندارد. بعد هم تعيين مصداق کردهاند که با سه بار شکّ پشت سر هم، کثرت شکّ تحقّق مييابد (30). آن بزرگواران ميخواهند با بي اعتنايي، اين حالت خطرناک درمان شود. در ساير شکها هم همين طور است. اسلام این بی اعتنایی را میخواهد. باید در هر چه وسوسه دارد، حق الله باشد یا حق النّاس، کارهای عادی باشد یا کارهای عبادی، همين رويه را در پيش بگيرد. راه ایستادگی در مقابل اين حالت خطرناک، مبارزهی منفی است.
استاد بزرگوار ما مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) ميفرمودند: من در اصفهان نزد مرحوم آیت الله العظمی میرزا ابوالمعالی کلباسي(ره) در مسجد حکیم درس میخواندم. به ایشان گفته بودند که من به وقت نماز، دیر یقین پیدا میکنم و ایشان متوجّه شدند که من در معرض آن هستم که در اين مورد وسواسی شوم. بنايراين يک روز ظهر در مسجد حکیم بعد از اتمام درس، به من گفتند: آقا حسین، اذان میگویند، برخيز و نماز بخوان.
آقای بروجردی (ره) میفرمودند: من یک مقدار صبر کردم و حرف ايشان را نشنیده گرفتم. دوباره فرمودند: آقا حسین، پا شو و بگو چهار رکعت نماز باطل به جا میآورم، قربة الیالله.
چقدر حرف خوبی است! وسواسی باید چنین باشد. اگر وسوسه در وقت دارد، وقتی مؤذّن میگوید: الله اکبر، نماز را شروع کند. اگر وسوسه در نجاست دارد، همان وقتی که دستش را زیر آب برد یا زیر شیر آب گرفت، دیگر کنار برود. اگر شک دارد يا حتّي ظنّ يا يقين دارد که هنوز نجس است، بگوید پاک است. در عرض پنج دقیقه غسل کند؛ اگر یقین پیدا نکرد، بگوید: میخواهم جنب باشم، میخواهم نجس باشم و با همان حال از حمّام بیرون بیاید، توجّه نکند و مشغول نماز شود. و خلاصه، هر کاري که مردم میکنند، او هم بکند. مطمئن باشد، یک ماه طول نمیکشد که اين درد، درمان ميشود.
روایتی از امیرالمؤمنین (ع) است که استاد بزرگوار ما آية الله العظمي بروجردی (ره) در بحثهاي فقهي بارها این روایت را میخواندند که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند:
مَا أُبَالِي أَ بَوْلٌ أَصَابَنِي أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَم (31)
باکی ندارم از این که به من بول باشد یا آب، وقتی که نميدانم.
همین مقدار که نمیدانم پاک است یا نجس، يعني براي من پاک است، هر چند در واقع نجس باشد. این قاعدهی «طهارت» بسياري از امور را براي ما راحت کرده است. و همين طور قاعدهی «حل» که وقتي نمیدانيم فلان چيز حلال است یا حرام، بنا را بر حلال بودن آن بگذاريم. اسلام این قواعد را به اين دليل وضع کرده است که ما وسواسی نشويم.
یکی از بدبختیهایی که وسواسي دارد، این است که همه را جز خودش نجس میداند؛ معلوم است که اين کار شیطان است. اگر قدري دقيقتر نگاه کنيم، معنايش اين است که همه جز خودش را جهنّمی میداند؛ اتّفاقاً اگر دست از اين کار زشتش بر ندارد خودش زودتر از ديگران به جهنّم میرود. خلاصه همهي فقها میگویند: شکّاک و وسواسي باید با بی اعتنایی دست از کارهایش بردارد.
شخصي به خدمت امام صادق (ع) آمد و در مورد خوردن پنير سؤال کرد.
حضرت فهميدند که این شخص وسواسی است. پولي به غلامشان دادند و فرمودند: برو پنیر بخر و بیاور. غلام هم پنیر را آورد و حضرت از آن خوردند.
دوباره آن شخص در مورد پنیر سؤال کرد.
امام صادق (ع) فرمودند: مگر ندیدی آن را خوردم؟
گفت: ديدم امّا دوست دارم از خودتان بشنوم!
حضرت فرمودند: در مورد پنير و غير آن به تو ميگويم که هر چه که در آن حلال و حرامي بود، بر تو حلال است تا آن که مورد حرام را به طور مشخص بشناسي، در آن صورت بر تو حرام است و ترکش واجب (32).
در روايت ديگري، راوی از امام صادق (ع) ميپرسد: دماغم خون افتاده و نمیدانم به لباسهایم ریخته است يا نه.
حضرت فرمودند: قبلاً به طهارت لباست يقين داشتي و حال شک داري که نجس شده يا نه؛ پس يقينت را با شک نقض نکن.
باز ميپرسد: یابن رسول الله، آيا لازم است تفحّص
کنم و ببينم لباسم نجس شده يا نه؟
امام (ره) فرمودند: لازم نیست نگاه کنی (33).
وقتي دين تا اين حد ساده گرفته است و احتمال طهارت را کافي ميداند، ديگر وسواس چه معنا دارد؟ حتّي اگر کسي با تفحّص يقين به نجاست پيدا کند، باز هم لازم نيست خود را به دردسر بياندازد.
وقتي خود اسلام اجازه داده، ديگر کاسهي داغتر از آش شدن معنا ندارد. اسلام سختگيري در اين مسائل را جايز نميداند. اسلام دین سهل و آسان گير است (34) و اگر ما به عنوان وسواس بر خودمان سخت بگیریم، این مقدّم دانستن خود بر خدا و پیامبر(ص) و ائمهی طاهرین ( و مراجع تقلید است. اسلام قاعدهی طهارت دارد. اسلام میگوید: من میخواهم ساده بگيرم، نميخواهم تو در مشقّت بیافتی. تو مراعات کن حرام واقعی نخوري، دیگر شبههناک خوردن اشکالي ندارد. با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شبههاش را رفع کن. و حقيقتاً اگر نداند نجس است یا پاک، نداند حرام است یا حلال، با گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» میتواند شبههاش را برطرف کند.
در مورد ساير صفات رذیله هم همین طور است. انسان حسود وقتی حسادتش شعلهور ميشود، چه میکند؟ غیبت میکند، زخم زبان میزند و بالاخره عکسالعمل نشان میدهد. حال، اگر عکسالعمل نشان ندهد و با این حسادت مبارزهی منفی کند، به جای غیبت از او تعریف و تمجيد کند، به جای زخم زبان زدن در مقابلش تواضع کند، کم کم این مبارزهی منفی حسد را کمرنگ میکند و در نهايت آن را از بین میبرد.
وسواس هم مثل حسادت است. ریشهکن کردن آن مشکل است، امّا اگر به اين توصيهها، خوب عمل کند، کار آسان میشود و مهمتر از همه همين بي اعتنايي است.
5. انتخاب الگو
نکتهي ديگري که باید وسواسی مراعات کند، انتخاب الگو است، البته الگويي که خود دچار اين مشکل نباشد. مثلاً اگر زن وسواسی است، الگوی او شوهرش باشد. اگر شوهر گفت: پاک است، بگوید: پاک است و اگر او گفت: نجس است، بگوید: نجس است. اگر دختر وسواسي است، مادرش را الگوي خود قرار دهد و هر چه اين الگو گفت، تسلیم باشد.
عرف مردم را الگوي خود قرار دهد. وسواسی باید مثل متعارف مردم باشد. هر کاری که آنان میکنند، او هم بکند. اگر کار وسواسی را یک مقدار ریشهیابی کنیم، به اين جا میرسیم که از نظر وسواسي همه جز خودش نجس هستند، نماز همه جز نماز او باطل است، همه به جز او به جهنّم میروند. در حالي که وسواسي بايد اين طور فکر کند که عمل همه صحيح است و عمل او غلط. و اوست که بايد از بقيه الگو بگیرد؛ چون وسواسی غیر متعارف است و باید متعارف شود.
در کنار نگاه به الگو، بايد از يک نفر مسألهدان هم مسائل شرعي خود را بپرسد. آدم وسواسی حق ندارد از دو نفر مسأله بپرسد. حتی حق ندارد رساله مطالعه کند؛ از دو نفر و سه نفر پرسیدن برای او حرام است. همين که در پرسيدن از اين و آن هم وسوسه به خرج بدهد، باز کار را مشکل کرده است.
پس چه باید بکند؟ باید از یک نفر که مسألهدان است، بپرسد. در ضمن بگوید: من وسواسیام، و اگر نگوید، طور دیگري براي او مسأله گفته میشود. مثل مریضي که نزد دکتر میرود، موظّف است پزشک را از حالات خود مطّلع کند. وسواسي هم بايد وضعيت خود را براي فردي که از او مسأله میپرسد، بيان کند. بگويد: وسواسیام، غیر متعارفم. حالا اگر نميتواند بگوید: وسواسیام، بگوید: من محتاطم و ادب به خرج بدهد. معمولاً وسواسیها زیر بار گفتن اين جمله که: وسواسی هستيم، نميروند. امّا، اگر کمي دلش درد بگيرد، به دکتر ميگويد، هر چند، وسواس، خود و خانوادهاش را با مشکلات فراواني مواجه ساخته است، باز هم حاضر نيست بگوید: من وسواسی هستم.
6. تلقين
تلقین در زندگی نقش بسيار مؤثري دارد و مقصود ما از تلقین در این جا این است که وسواسي بايد به طور جدّ، با خود حرف بزند و بگويد که من وسواسی هستم و اين، درد بزرگی است، باید این درد را درمان کنم، باید مثل متعارف مردم باشم، باید لجبازی را کنار بگذارم، باید بی اعتنا باشم و بالاخره نبايد دنبالهروي شيطان باشم. مرتّب تکرار کند که وسواس از شیطان است، نه اسلام. خلاصه، مرتب با زبان، اين موارد را به خود تلقين کند، چنان که در وقت عمل هم به خود تحمیل ميکند. این تحمیلها در ابتدا مشکل است، امّا با تلقین کم کم آسان میشود.
7. مراقبه
مهمتر از همهی آنچه گفته شد اين است که وسواسي باید اهل «مراقبه» باشد. علمای علم اخلاق در مورد قانون «مراقبه» بسيار پافشاری دارند. و این قانون مراقبه نه فقط برای وسواسی مفيد است، که برای درمان همهی صفات رذیله چارهساز است. اين قانون سه مرحله دارد.
در ابتدا بايد با خود، مشارطه کند؛ يعني هر روز صبح يکي از تعقیبهاي نمازش اين باشد که با خود شرط کند که امروز از شيطان درونش متابعت نکند و به وسوسههاي آن بي اعتنا باشد.
در مرحلهي بعد، در طول روز مراقب خود باشد که به شرطي که با خود کرده، وفادار بماند. از اين رو به قانون، قانون «مراقبه» میگویند، زيرا باید مراقب خود باشد، آن زماني که وسوسه به سراغ او ميآيد، عملاً بیاعتنا باشد. همان عملي را انجام دهد که مرجع تقلیدش میگوید، همان چيزي که متعارف مردم انجام ميدهند، نه آن چيزي که شیطان درونش به او دستور ميدهد. البته ممکن است در طول روز بر خلاف عهدش عمل کند، امّا توجّه داشته باشد که سريع توبه کند و نااميد نشود و از ميدان به در نرود. بار ديگر مشارطه کند، مقداري خودش را ملامت کند که چرا چنین شد؟ و تصمیم بگيرد که دوباره آن اتّفاق نيفتد و باز تا شب مراقب خود باشد.
و در مرحلهي آخر، شب هنگام، وقت خواب با خودش محاسبه کند که زمین خورده است یا نه؟ وسوسه به سراغش آمده و او را زمین زده یا نه. اگر زمین نخورده است، جدّاً خدا را شاکر باشد. به سجده برود و با پروردگار عالم حرف بزند و از او تشکّر کند. ولی اگر ديد در طول روز زمین خورده، توبه کند و نفسش را ملامت کند که چرا شکست خورده است. و بدانيد که اين محاسبه بسيار مؤثّر است. اسلام هم بسيار به آن سفارش کرده است. امام موسي كاظم (ع) ميفرمايند:
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْه (35)
از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكشد. اگر كار خوب كرده است، از خدا فزونى آن را خواهد و اگر كار بد كرده است، از خدا آمرزش آن را خواهد و به سوي خداوند رجوع کند.
و هر روز اين مراحل را تکرار کند تا ـ ان شاء الله ـ به مرور زمان، اين مشکل از ريشه درمان شود. به کساني که دچار وسوسهی فکری يا عملی هستند، توصيه ميشود این درد را از خود دفع کنند. هرچند در ابتدا ممکن است خیلی اهمیّت نداشته باشد، ولی اگر به فکر چاره نباشند، خواهند ديد که مثل سرطان نابودشان ميکند. اين بيماري بسيار خطرناک است؛ دنیا و آخرت انسان را از بین میبرد و از همهی صفات رذیله بدتر است. صفات رذیله دشمنان بزرگی برای انسان هستند. فرد حسود، به قول عوام حاضر است به خاطر یک دستمال، قیصریّه را به آتش بکشد، امّا از همین حسد بدتر، وسوسه است. دنیا پرستی خیلی بد است. بعضی اوقات میرسد به آن جا که حاضر است دو ثلث جهان را نابود کند تا بر ثلث دیگر تسلّط يابد. حاضر است نسل حاضر را از ميان بر دارد به اين امید که بر نسل بعدی حکومت کند. امّا بايد با کمال صراحت گفت: وسوسه از این صفت دنیاپرستی هم بدتر است؛ دنیای انسان را از بین میبرد، چنانکه آخرت انسان را هم از بین میبرد و باعث تنفّر ديگران از انسان ميشود. شايد شما هم فراوان ديده باشيد که اطرافيان وسواسي که تنفّر عجیبی از آن شخص دارند. بچهی دو سه ساله از مادرش متنفّر است. پسری که باید بازوی پدرش باشد، آرزوي مرگ او را ميکند. افراد جامعه مخصوصاً خویشان از او تنفّر دارند. کم کم دچار عزلت و گوشهنشینی میشود. وسواسی معمولاً افسرده و کسل است و به فرمودهي امام صادق (ع) :
إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة (36)
از رنجورى و افسردگى بپرهيز؛ زيرا اين دو تو را از دست يافتن به نصيبت از دنيا و آخرت، باز مىدارند.
معلوم است کسي که سه چهار ساعت مشغول يک نماز باشد، کم کم به جايي ميرسد که دیگر نماز نمیخواند. شخصي به من ميگفت: خانمی که لیسانس دارد و از نظر سواد دینی بسیار بالاست و قبلاً معلم قرآن بوده، حالا کارش به آن جا رسیده است که نماز نمیخواند! وقتي از او پرسيديم: چرا نماز نمیخوانی؟ گفت: من نجسم و با نجاست نمیتوان نماز خواند.
و همين خانم کارش به جايي رسیده که وقت غذا خوردن باید غذا را آب بکشد، بعد آن را بخورد؛ و اين نوعي جنون است!
اگر این صفت رذیلهي اين خانم را از حسادت و ریاست طلبی و خود پرستی بدتر بدانيم، اشتباه نکردهايم. صفت رذیله هر چه باشد، خطرناک است. از اینرو است که قرآن کريم بر تهذيب نفس پافشاری دارد. در سورهی مبارکهي «شمس» بعد از یازده مرتبه قسم خوردن ـ که در قرآن بي نظير است ـ تأکید ميفرمايد:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (37)
هر كس نفس خود را پاك گردانيد، قطعاً رستگار شد و و هر كه آلودهاش ساخت، قطعاً درباخت.
رستگار کسي است که صفت رذیلهای بر وجود او حکمفرما نباشد. شقی، بدبخت و بیبهره در دنیا و آخرت کسی است که صفت رذیله بر دل او حکمفرما باشد. این فرمودهي قرآن است. بر طبق آيات قرآن کريم و روایات فراواني از اهل بيت(ع)، خودسازي براي همه مخصوصاً جوانان امري لازم وضروري است و نبايد کسي بگذارد که صفت رذیلهای در وجودش رخنه کند؛ زيرا مانع رستگاري انسان است. اين مطلب در مورد تمام صفات رذيله صادق است، امّا بدتر از هر صفت رذیلهای، این حالت وسواسیگری است. بعضی اوقات انسان را آن چنان دچار بدبيني ميکند که زندگي را به جهنّم تبديل ميکند. این مطالب شوخي نيست؛ اتّفاقاتي است که در جامعهي ما تکرار ميشود. خانمي آمده بود و میگفت: شوهر من وضعش به جايي رسیده است که مثلاً در خانه نشستهایم غذا ميخوريم، ناگهان فرياد ميکشد. میگویم چه شده؟ چه خبر است؟ میگوید: این مرد که در کوچه سرفه کرد، رفیق تو بوده است!!
يا مرد نيم ساعت دير به خانه آمده است، خانمش شروع به متّهم کردن او مينمايد.
خدا نکند انسان دچار چنين حالاتي شود. بايد در جهت رفع اين صفات رذیله تلاش کرد؛ پير و جوان و زن و مرد هم نميشناسد. «نمیشود» و «نمیتوانم» گفتن هم حرام است. وگرنه وسواسی باید بداند که هم دنيايش جهنّم است و هم آخرتش، هر چند گمان ميکند با اين کارهايش راه به سوي بهشت ميبرد امّا باید بداند وسوسهگری کار شیطان است و مصداق اين گفتهي امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند:
اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَل (38)
شيطان را پشتوانهي خود گرفتند و او از آنان دامها بافت، در سينههاشان جاى گرفت و در كنارشان پرورش يافت. پس آن چه مىديدند، شيطان به ايشان مىنمود، و آن چه مىگفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در ديدهي آنان آراست.
و جدّاً این طور است؛ یعنی دید او دیگر دید شیطان است، گوشش گوش شیطان و زبانش سخنگوي شيطان. تخیّلها عجیب کار میکند. یک آدم ترسو وقتي به قبرستان برود، ميبيند که مرده از قبر بيرون آمده و با کفنش ایستاده و همين که فرار ميکند، مرده هم به دنبال او ميدود. و و اقعاً هم اين صحنهها را ميبيند، امّا با چشم شيطان.
بنابراين اشخاص وسواسي اوّلاً بايد بدانند که بيمار هستند و فکر علاج خود باشند و ثانياً به مواردي که در خصوص علاج اين بيماري خطرناک بيان شد، جدّاً عمل کنند تا خداوند متعال آنان را شفا عنايت فرمايد.
چهار شنبه 5 آذر 1393برچسب:, :: 17:47 :: نويسنده : sayyad
از آیت الله بهجت سوال شد : چه کنیم نماز صبحمان قضا نشود؟ ایشان اینطور پاسخ دادند....
رهبر عزیزمون هم متذکر شدند که :" من به این اصل معتقد بوده و هستم که اگر کار به نماز می خورد باید کار را تعطیل کرد و نماز خواند . استدلالم هم این است که وقتی ندا می آید : حی علی الصلاة ... این خیلی تجاهر و وقاحت می خواهد که خداوند شما را به نماز بخواند و شما چشم در چشم دیگران بدوزید و توجهی نکنید ...." در دوران مدرسه یه خانوم محترمی برامون صحبت میکردند که: وقتی یکی صدات میکنه ، میشه جوابشو ندی؟ همون موقع جوابشو میدی یا میگی باشه دو ساعت دیگه جوابشو میدم ؟ یا وقتی تلفن زنگ میخوره .... شیرجه میزنی که تلفن رو برداری .... با اذان خدا داره صدات میکنه .... زنگ خدا به صدا دراومده .... پس جوابشو بده ..... کل روز رو مشغول کارهای خودمون هستیم .... چند دقیقه رو اختصاص بدیم به خالقمون ....به یاد بچگی هامون که میگفتیم به نماز نگو کار دارم .... به کار بگو نماز دارم .... ان شاءالله که به لطف ایزد منان نماز هامون قضا نشه بخصوص نماز صبح....
امام زمان (عج) می فرمایند: "از رحمت خدا بدوراست كسى كه نماز صبح را چندان به تأخير بيندازد تا ستاره ها ديده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تأخير بيندازد تا ستاره ها نمايان شوند."
وقت راز و نیاز عاشقانه با پرودگار به یاد ماهم باشید - التماس دعا چهار شنبه 5 آذر 1393برچسب:, :: 17:35 :: نويسنده : sayyad
به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ، یک شمع روشن کنید. کنفسیوس سه شنبه 4 آذر 1393برچسب:, :: 15:46 :: نويسنده : sayyad
۹ روش، به شما در كاهش استرس زندگي كمك مي كند؛ هيچ نيازي به داروهاي گياهي يا شيميايي نيست. اگر مي شد استرس را به آساني خوردن يك قرص ويتامين از خود دور كرد، عالي نمي شد؟ البته محصولات زيادي وجود دارد كه همگي ادعا مي كنند مي توانند استرس را كاهش دهند. خوب مشكل چيست؟ شواهد محكم و مستدلي مبني بر اين كه اين داروهاي گياهي و مكمل هاي غذايي به واقع مفيد هستند وجود ندارد. دو شنبه 3 آذر 1393برچسب:, :: 15:33 :: نويسنده : sayyad
بیانات در هشتمین مراسم دانشآموختگى دانشجویان دانشگاههاى افسرى ارتشبسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
خدای متعال را سپاسگزارم بر نعمت وجود جوانهای مؤمن، افسران مطهّر و پاکیزهای که آیندهی روشنی را برای ارتش جمهوری اسلامی ایران و برای نظام دفاعی کشور نوید میدهند. شما جوانان عزیز - چه کسانی که دوران آموزش این دانشگاه را طی کردهاید و به درجهی افسری رسیدهاید و چه کسانی که وارد این میدان علم و تجربه و ایمان شدهاید و انشاءالله بهرههای وافر خواهید برد - فرزندان عزیز من و فرزندان عزیز و برجستهی ملّت ایرانید. به همهی شما توفیقاتتان را تبریک عرض میکنم و از فرماندهانتان، مدیران و مسئولانی که این بار سنگین را بر دوش دارند، صمیمانه تشکّر میکنم. برنامهی امروز هم برنامهی زیبا و پر مضمون و پر مغزی بود؛ انشاءالله که خداوند متعال بر طبق همین شعارها، بر طبق همین روش، این گفتارها را در مایههای اصلی جان و دل و اندیشه و عمل شما تا سالیان دراز مستقر و پایدار بدارد. نیروهای مسلح در هر کشوری یکی از پایههای اقتدار آن کشورند. یقیناً پایهی اقتدار نظامی هر کشور، میتواند نمایشگر تواناییهای عمومی و بینالمللی آن کشور باشد. ولی معنای اقتدار در خود نیروهای مسلّح، نباید با سهلانگاری و سادهاندیشی نگریسته بشود. نیروهای مسلّح توانمند، آن نیروهایی هستند که انگیزه و معنویّت و عزم راسخ در آنان بتواند روشهای آنها، رفتارهای آنها و حرکت آنها را در عرصههای مسئولیّت شکل بدهد، جهت بدهد و هدایت کند. اگر ایمان نباشد، بصیرت نباشد، عزم راسخ نباشد، نگاه بلندمدّت به انتهای صفوف دشمن نباشد، تعداد جمعیّت یا کثرت عِدّه و عُدّهی نظامی و تجهیزات، سرنوشتساز نخواهد بود. جمعیّت زیاد در نیروهای مسلّح یا حتّی تجهیزات پیشرفته یا حتی آموزشهای روزآمد بهتنهایی کافی نیستند که نیروهای مسلّح متعلّق به یک کشور و ملّت را موجب توانایی و اقتدار آن ملت قرار بدهند؛ لازم است ایمان باشد، عزم باشد، احساس مسئولیّت باشد، فهم حقیقتِ مسئولیّت نیروهای مسلح وجود داشته باشد؛ اینها است که میتواند نیروهای مسلّح را بهمعنای واقعی کلمه رکن اقتدار یک ملّت قرار بدهد. نیروهای مسلّح نظام جمهوری اسلامی - چه ارتش سرافراز جمهوری اسلامی و چه سپاه پاسداران و نیروی بسیج، و دیگر کسانی که در مجموعهی نظام نیروهای مسلّح حضور دارند - در طول سالیان دراز قابلیّتهای خودشان را به اثبات رساندند؛ قابلیّتهای معنوی خود، تواناییهای علمی خود، قدرت ابتکار خود، عزم راسخ خود را عملاً نشان دادند. لذا دنیا بر روی نیروهای مسلّح ما حساب میکند، آن را جدّی میگیرد، میداند آنجایی که میدان مسئولیت و عرصهی رزمآوری است در نظام جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلّح در آنجا سنگ تمام میگذارند. جوانان عزیز، فرزندان فداکار این ملّت که این عرصهی خطیر را برای خدمت خودتان انتخاب کردید! خودتان را برای اعتلای روزافزون مجموعهی نیروهای مسلّح آماده کنید. درس که میخوانید، آموزش که میبینید، فکر و تحقیق که میکنید، انضباط و سایر فنون نظامی را که فرا میگیرید، با این نیّت، با این فکر، با این همّت بلند آنها را همراه کنید که میخواهید به معنای حقیقی کلمه پایهی مهمّ اقتدار کشورتان باشید. این دانشگاه که به نام مبارک امیرالمؤمنین مزیّن است، افتخارات زیادی دارد. این شهدایی که در اینجا تصویر نورانی آنها را مشاهده میکنیم، اینها همه از این دانشگاه برخاستند، در اینجا تربیت شدند و توانستند نقش ایفا کنند. در میان رزمندگان ما و شهدای عزیز ما تعدادی از جوانان دانشجوی این دانشگاه هم حضور داشتند؛ این دانشگاه جای بابرکتی است، جای مبارکی است؛ این دانشگاه محلّ پرورش و رشد انسانهایی است که امروز ملّت ایران به وجود آنها میبالد و آنها را مایهی اقتدار معنوی خود بهحساب میآورد؛ این را قدر بدانید و به اینکه در یک چنین مرکزی مشغول آمادهسازی خودتان هستید افتخار کنید. امروز دنیای اسلام بلکه دنیای بشریت به پیام اسلامی شما و ملّت ایران نیازمند است. امروز دنیا درگیر حوادث ناشی از خودخواهیها و افزونطلبیها است. امروز دنیا با ابزارهای جدید و مخرب و مهلک در اختیار بسیاری از کسانی است که جز هوسهای شخصی و گروهی خود چیزی نمیفهمند، فضیلتها را درک نمیکنند، از انسانیّت بویی نبردهاند. در یک چنین دنیایی وقتی ندای آزادیبخش اسلام بلند میشود، وقتی اسلام پرچم برمیافرازد، جاذبهی آن، دنیا را متوجه به خود میکند و امروز [چنین] کرده است. البتّه دشمنان عکسالعمل نشان میدهند؛ برای اینکه اسلام را بدنام بکنند، از هنر، از نظامیگری، از سیاست، از همهی ابزارهای ممکن استفاده میکنند. امروز یکی از کارهای اساسی و مهمی که در شرکتهای هنری معروف دنیا مورد استفاده قرار میگیرد عبارت است از ترساندن مردم از اسلام. چرا؟ اگر اسلام منافع جهانخواران را تهدید نکرده بود، در مقابل آن، این واکنشها نشان داده نمیشد. اینکه میبینید گروههایی را به نام اسلام و به نام حکومت اسلامی میسازند، میتراشند، مسلّح میکنند، پشتیبانی میکنند، به جان انسانها میاندازند و کشورها را بهوسیلهی آنها ناامن میکنند، این نشاندهندهی نفوذ پیام اسلام است. از اسلام حقیقی میترسند، از اسلام ناب میترسند؛ اسلامی که نسل پیش از شما در میدانهای نبرد، در میدانهای سیاست، در میدانهای انقلاب آن را سرِدست گرفت و به دنیا نشان داد. و همینطور که این جوانهای عزیز اشاره کردند و نشان دادند، امروز شما وارثان آن شهدای بزرگ و آن مردان عظیمالقدر هستید. پیام اسلام برای انسانیّت، پیام آسایش، عزّت، سربلندی و پیام زندگیِ همراه با امنوامان است؛ این را دشمنان نمیخواهند در دنیا شناخته بشود و ملّتها با آن آشنا بشوند. عزیزان من! درس را خوب بخوانید، نظامیگری را بخوبی فرا بگیرید، نظامیگری را با ضوابط اسلامی و مبانی دینی همراه کنید، ابتکار کنید همچنانکه محقّقان ما، دانشمندان جوان ما در میدانهای گوناگون علمی، پدیدههای علمی را عرضه میکنند، شما هم پدیدههای نظامی را، پدیدههای سازماندهی نظامی را، پدیدههای ارتشی را، پدیدههای نوینی را که میتواند یک سازمان نظامی را به اوج اعتلاء برساند، به وجود بیاورید، ابتکار کنید و در میان خودتان آنها را رواج بدهید. از خداوند متعال میخواهیم به شماها توفیق عنایت کند و انشاءالله شما جوانهای عزیز، فردای بهتر، روشنتر و سرافرازتری را در این کشور شاهد باشید و خود شما در بهوجود آمدنِ آن فردای روشن بهطور کامل سهیم باشید. والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۱) برنامههای این بازدید - که بهمناسبت فارغالتحصیلی جمعی از دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران و دریافت سردوشی دانشجویان جدید این دانشگاهها در محل دانشگاه افسری امام علی(ع) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد - به ترتیب عبارت بود از: حضور رهبر معظم انقلاب در محل یادمان و ادای احترام به شهدا، بازدید از یگانهای مستقر در میدان، قرائت قرآن، ارائهی گزارش سرتیپ دوم محمدرضا فولادی (فرمانده دانشگاه)، قرائت سوگندنامهی دانشجویان، دریافت جوایز و دانشنامهها و تقدیرنامهها و درجهها و سردوشیهای اساتید و دانشآموختگان و دانشجویان نمونه از دست فرمانده معظم کل قوا، تحویل پرچم از سوی نمایندهی فارغالتحصیلان به نمایندهی دانشجویان جدید، بیانات فرمانده معظّم کل قوا، اجرای سرود و رژهی یگانهای مستقر در میدان از مقابل قرآن کریم و فرمانده معظّم کل قوا. پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان yek nazar و آدرس sayyad111.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. |
|||||||||||||
![]() |